![]() |
![]() |
|
| خواص دارویی |
|
ازدواج یک نـهاد فـوق الـعـاده اســت، امـا آیا کسی دوست دارد کـه در یـک نـهـاد قــرار بگیرد؟" ازدواج یکی از مـهمترین تصمیماتی است که شما در زندگی خـود می گیرید. من و هـمسرم چندين سـال پیش با هـم ازدواج کـردیــم. در آن زمان خیلی از چیزهایی را که الآن می دانیم را نمی دانستیم و مـطمئن هسـتم کـه تـعداد زیـادی از افراد نیز هستند که از همان موارد مشابه اطلاع کافی ندارند. در اينجا 12 نمونه از بینش هایی را که قبل از ازدواج طرفین رابطه باید نسبت به آن آگاهی داشته باشند را در این قسمت برای شما تشریح می کنم. اميد است مورد توجه قرار گيرد.
ادامه مطلب را کلیک کنید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 12:35 بعد از ظهر توسط شهرام |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 10:52 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
تفاوت بین مردان و زنان!
آينده |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:9 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
آلبرت انیشتین : |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:5 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
خدایا !
ذهنم پریشان است، قلبم بی قرار است، افکارم شوریده اند و درمانده ام . پس رشته زندگی ام را به دست های امن تو می سپارم آن گاه توفان می خوابد و آرامش تو، حکمفرما می شود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 9:2 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
سوسک
اگه ديدی يه سوسک پشت و رو افتاده و دست و پا ميزنه، فکر نکن که با چيزی زدنش، يا داره ميميره! اون داره . . . . به قيافت ميخنده ! اگه یه یار مهربون می خای اگه یه همزبون می خوای ، یه یار مهربون می خوای ، خودشو حیرونت کنه ، جونشو قربونت کنه ، اصلا رو من حساب نکن !!! گل نچینید مراقب بچه ها باشید تا گلها رو نچیینند! شهردار نیستم فقط نگران خودم هستم ...! زیبایی هات وقتی پیر میشی ممکن موهاتو از دست بدی یا دندونات بریزه ولی زیبایی هاتو هیچ وقت از دست نمی ره . . . چون آدم چیزهایی را که نداشته هیچ وقت از دست نمی ده! آیا فکر می کنی آیا فکر می کنی بی عرضه ای؟ آیا فکر می کنی به هیچ دردی نمی خوری؟ آیا فکر می کنی بی مصرفی؟ آیا فکر می کنی زشتی؟ به خدا حق دارید .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8:59 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
متولدین فروردین (بره): در آغاز اين هفته از هم صحبتي ويژه اي با شخص جديد لذت خواهيد برد. به احتمال زياد در اين هفته، قطع رابطه با شخصي عزيز، آخرين چيزي خواهد بود كه به فكرش هستيد. پس سعي نكنيد كه بر ديگران امر و نهي كنيد و آنها را به حال خودشان بگذاريد. همسرتان در اين روزها اصلأ آمادگي مواجهه با جنبه منفي شما را ندارد! ممكن است در روزهاي آخر اين هفته مهرباني و محبت شما مورد سوء تعبير قرار بگيرد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8:29 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
1. موفقیت را مهم تر از سرگرمی بدانید.
10. به شخصیت خود بیش از هر چیز، اهمیت بدهید. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 9:2 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
● صاف بخوابید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 7:23 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 1:2 بعد از ظهر توسط شهرام |
|
|
||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 12:39 بعد از ظهر توسط شهرام |
|
|
آيا ميدانستيد كه بلندترین بادگیر جهان در یزد به ارتفاع ۳۴ متر قرار دارد.
آيا ميدانستيد كه جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود. آيا ميدانستيد كه يک نوع پشه وجود دارد که در ثاتيه هزار بار بال ميزند. آيا ميدانستيد كه اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است. آيا ميدانستيد كه رشد کودک در بهار بیشتر است. آيا ميدانستيد كه بلندي شترمرغ به دو متر و نيم و وزنش به ۹۰ کيلو ميرسد. آيا ميدانستيد كه ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد. آيا ميدانستيد كه ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰ سال در برابر تجزیه مقاومند. آيا ميدانستيد كه تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است. آيا ميدانستيد كه شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد. آيا ميدانستيد كه حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند. آيا ميدانستيد كه کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ برابر خود غذا می خورند. آيا ميدانستيد كه زمان بارداری فیل به دو سال می رسد. آيا ميدانستيد كه در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است. آيا ميدانستيد كه بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است. آيا ميدانستيد كه انسان امروزی به طور متوسط ۶ سال از عمر خود را تلویزیون نگاه می کند و ۶ سال را صرف غذا خوردن می کند و یک سوم را می خوابد. آيا ميدانستيد كه موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است. آيا ميدانستيد كه مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند. آيا ميدانستيد كه سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت. آيا ميدانستيد كه آب دریا بهترین ماسك صورت است. آيا ميدانستيد كه چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگا پیكسل عمل می كند. آيا ميدانستيد كه 90% سم مار از پروتئین تشكیل شده است. آيا ميدانستيد كه مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است كه تلویزیون می بینید. آيا ميدانستيد كه جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند. آيا ميدانستيد كه قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است. آيا ميدانستيد كه ۱،۲۶۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰ ليتر آب بروي كره زمين وجود دارد كه اين مقدار در چرخه آب در گردش است. آيا ميدانستيد كه چين اولين توليد کننده برنج در دنيا مي باشد. آيا ميدانستيد كه ایرانیان در ۲۵۰۰ سال پیش در تخت جمشید دارای صفحات پخش موسیقی بوده اند. آيا ميدانستيد كه کنه حشره اي ريز است و ميتواند يک سال تمام بدون غذا زنده بماند. آيا ميدانستيد كه دود سيگار موجود در محيط بيشتر از مصرف مواد قندي در پوسيدگي دندانهاي کودکان نقش دارد . |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 2:4 بعد از ظهر توسط شهرام |
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 1:49 بعد از ظهر توسط شهرام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 1:30 بعد از ظهر توسط شهرام |
|
|
در زمانهاي بسيار قديم وقتي هنوز پاي بشر به زمين نرسيده بود، فضيلت ها و تباهي ها دور هم جمع شده بودند، آنها از بی كاری خسته و كسل شده بودند. عشق يعني مستي و ديـــوانگي |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 1:26 بعد از ظهر توسط شهرام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 12:41 بعد از ظهر توسط شهرام |
|
|
روزي روزگاري نه در زمان هاي دور، در همين حوالي مردي زندگي مي كرد كه هميشه از زندگي خود گله مند بود و ادعا ميكرد "بخت با من يار نيست" و تا وقتي بخت من خواب است زندگي من بهبود نمي يابد.
پير خردمندي وي را پند داد تا براي بيدار كردن بخت خود به فلان كشور نزد جادوگري توانا برود. او رفت و رفت تا در جنگلي سرسبز به گرگي رسيد. گرگ پرسيد: "اي مرد كجا مي روي؟" مرد جواب داد: "مي روم نزد جادوگر تا برايم بختم را بيدار كند، زيرا او جادوگري بس تواناست!" گرگ گفت : "ميشود از او بپرسي كه چرا من هر روز گرفتار سر دردهاي وحشتناك مي شوم؟" مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد. او رفت و رفت تا به مزرعه اي وسيع رسيد كه دهقاناني بسيار در آن سخت كار مي كردند. يكي از كشاورزها جلو آمد و گفت : "اي مرد كجا مي روي ؟" مرد جواب داد: "مي روم نزد جادوگر تا برايم بختم را بيدار كند، زيرا او جادوگري بس تواناست!" كشاورز گفت : "مي شود از او بپرسي كه چرا پدرم وصيت كرده است من اين زمين را از دست ندهم زيرا ثروتي بسيار در انتظارم خواهد بود، در صورتي كه در اين زمين هيچ گياهي رشد نميكند و حاصل زحمات من بعد از پنج سال سرخوردگي و بدهكاري است ؟" مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد. او رفت و رفت تا به شهري رسيد كه مردم آن همگي در هيئت نظاميان بودند و گويا هميشه آماده براي جنگ. شاه آن شهر او را خواست و پرسيد : "اي مرد به كجا مي روي ؟" مرد جواب داد: "مي روم نزد جادوگر تا برايم بختم را بيدار كند، زيرا او جادوگري بس تواناست!" شاه گفت : " آيا مي شود از او بپرسي كه چرا من هميشه در وحشت دشمنان بسر مي برم و ترس از دست دادن تاج و تختم را دارم، با ثروت بسيار و سربازان شجاع تاكنون در هيچ جنگي پيروز نگرديده ام ؟" مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد. پس از راهپيمايي بسيار بالاخره جادوگري را كه در پي اش راه ها پيموده بود را يافت و ماجراهاي سفر را برايش تعريف كرد. جادوگر بر چهره مرد مدتي نگريست سپس رازها را با وي در ميان گذاشت و گفت : "از امروز بخت تو بيدار شده است برو و از آن لذت ببر!" و مرد با بختي بيدار باز گشت... به شاه شهر نظاميان گفت : "تو رازي داري كه وحشت برملا شدنش آزارت مي دهد، با مردم خود يك رنگ نبوده اي، در هيچ جنگي شركت نمي كني، از جنگيدن هيچ نمي داني، زيرا تو يك زن هستي و چون مردم تو زنان را به پادشاهي نمي شناسند، ترس از دست دادن قدرت تو را مي آزارد. و اما چاره كار تو ازدواج است، تو بايد با مردي ازدواج كني تا تو را غمخوار باشد و همراز، مردي كه در جنگ ها فرماندهي كند و بر دشمنانت بدون احساس ترس بتازد." شاه انديشيد و سپس گفت : "حالا كه تو راز مرا و نياز مرا دانستي با من ازدواج كن تا با هم كشوري آباد بسازيم." مرد خنده اي كرد و گفت : "بخت من تازه بيدار شده است، نمي توانم خود را اسير تو نمايم، من بايد بروم و بخت خود را بيازمايم، مي خواهم ببينم چه چيز برايم جفت و جور كرده است!" و رفت... به دهقان گفت : "وصيت پدرت درست بوده است، شما بايد در زير زمين بدنبال ثروت باشي نه بر روي آن، در زير اين زمين گنجي نهفته است، كه با وجود آن نه تنها تو كه خاندانت تا هفت پشت ثروتمند خواهند زيست." كشاورز گفت: "پس اگر چنين است تو را هم از اين گنج نصيبي است، بيا باهم شريك شويم كه نصف اين گنج از آن تو مي باشد." مرد خنده اي كرد و گفت : "بخت من تازه بيدار شده است، نمي توانم خود را اسير گنج نمايم، من بايد بروم و بخت خود را بيازمايم، مي خواهم ببينم چه چيز برايم جفت و جور كرده است!" و رفت... سپس به گرگ رسيد و تمام ماجرا را برايش تعريف كرد و سپس گفت: "سردردهاي تو از يكنواختي خوراك است اگر بتواني مغز يك انسان كودن و تهي مغز را بخوري ديگر سر درد نخواهي داشت!" شما اگر جاي گرگ بوديد چكار مي كرديد ؟ بله. درست است! گرگ هم همان كاري را كرد كه شايد شما هم مي كرديد، مرد بيدار بخت قصه ي ما را به جرم غفلت از بخت بيدارش دريد و مغز او را خورد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 12:26 بعد از ظهر توسط شهرام |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 1:17 بعد از ظهر توسط شهرام |
|
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 1:10 بعد از ظهر توسط شهرام |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط شهرام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 9:59 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
![]()
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 7:59 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 7:36 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 12:29 بعد از ظهر توسط شهرام |
|
![]() زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد و بر روي يک صندلي نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد. هميشه به ياد داشته باشيم كه چهار چيز است که نميتوان آنها را دوباره بازگرداند : |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 11:22 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
How Do You Interpret Love?
عشق را شما چگونه تفسير مي كنيد؟ ![]() Once a Girl when having a conversation with her lover, asked یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید Why do you like me..? Why do you love me? چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟ I can't tell the reason... but I really like you دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"دوست دارم You can't even tell me the reason... how can you say you like me? تو هیچ دلیلی رو نمي توني عنوان كني... پس چطور دوستم داری؟ How can you say you love me? چطور میتونی بگی عاشقمی؟ I really don't know the reason, but I can prove that I love U من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم Proof ? No! I want you to tell me the reason ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی ![]() Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful, باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی، because your voice is sweet, صدات گرم و خواستنیه، because you are caring, همیشه بهم اهمیت میدی، because you are loving, دوست داشتنی هستی، because you are thoughtful, با ملاحظه هستی، because of your smile, بخاطر لبخندت، The Girl felt very satisfied with the lover's answer دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت The Guy then placed a letter by her side پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون ![]() Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk? عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟ No! Therefore I cannot love you نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم Because of your smile, because of your movements that I love you گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم ![]() If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره Does love need a reason? عشق دلیل میخواد؟ NO! Therefore!! نه!معلومه كه نه!! I Still LOVE YOU... پس من هنوز هم عاشقتم ![]() True love never dies for it is lust that fades away عشق واقعی هیچوقت نمی میره Love bonds for a lifetime but lust just pushes away این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره Immature love says: "I love you because I need you" "عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم Mature love says "I need you because I love you" "ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم "Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays" "سرنوشت تعيين ميكنه كه چه شخصي تو زندگيت وارد بشه، اما قلب حكم مي كنه كه چه شخصي در قلبت بمونه" |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 11:5 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 10:52 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
ارتبـــاط بيــن تـــولد، فصــل هــا و رنــگ هــا
بهــــار پوست افرادی که در بهار به دنیا آمده اند، دارای رنگ های طلایی است. بعضی از متولدین این فصل چهره ای عاجی رنگ همراه با لک و کک و مک دارند و بقیه دارای پوستی شفاف و گندمگون می باشند. حتی با وجود کک و مک نیز پوست چهره ی آنها شفاف و درخشان بوده و در برابر نور آفتاب قهوه ای رنگ و برنزه می گردد. رنگ چشمهای این افراد معمولاً روشن با رگه هایی طلایی است.
رنگ های بهاری :
پوست متولدین تابستان دارای زمینه ی رنگ های آبی متمایل به صورتی است. و معمولاً پوست صورت اینگونه افراد صاف و شفاف و مهتابی بوده و رنگ موها نیز از بور بسیار تند یا خاکستری یا قهوه ای با زمینه رنگ قهوه ای متمایل به قرمز یا خاکستری متغیر است. رنگ چشمهای متولدین این فصل روشن یا خاکستری ملایم می باشد.
رنگ های تابستانی :
پوست افرادی که در فصل پاییز به دنیا آمده اند، دارای زمینه ی رنگ های طلایی است و رنگ موهایشان قرمز یا قهوه ای متمایل به قرمز بوده و پوست چهره ی آنها لطیف و شفاف، گلگون رنگ یا طلایی تیره می باشد. افراد متعلق به این فصل، با چشمهایی روشن و کمرنگ، در رنگ های تیره ی پاییزی بهتر به نظر خواهند رسید.
رنگ های پاییزی :
پوست زمستانی ها دارای زمینه ی رنگ های آبی متمایل به صورتی است. رنگ موهای اغلب افراد متولد در این فصل تیره بوده و رنگ چهره ی آنها بژ متمایل به خاکستری یا زرد رنگ می باشد. تضاد بین سفیدی چشم و عنبیه در چشمهای این افراد بیشتر از افراد متولد فصل تابستان است.
رنگ های زمستانی : |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 11:29 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
پیرمرد تنهايي در مزرعه اش زندگی می کرد. او می خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.
تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود ولي چاره اي ديگر نبود تا از او كمك بگيرد. پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد : پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال با اين وضعيت نخواهم توانست سیب زمینی بکارم. ولي در صورتي هم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد. من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی. دوستدار تو پدر. زمان زيادي نگذشت تا اينكه پیرمرد تلگرافي را با اين مضمون دریافت کرد : پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام ! 4 صبح فردا 12 نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند. پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهي چه کني ؟ پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا میتوانستم برایت انجام بدهم ! هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد. اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
تشكري عجيب از پدر و مادر ! يك مرد براي قدرداني از زحمات پدر و مادرش، به شكل عجيبي از آنها قدرداني كرد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 11:13 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 10:31 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
اصفهان دورتره یا کره ماه
بچه از باباش ميپرسه اصفهان دورتره يا كره ماه؟ باباهه ميگه: آخه پسر تو از اينجا اصفهان رو ميبيني؟ لباس يه آباداني به مغازه ميرود و ميگويد بلوز داري مغازه دارميگه نه ميگه شلوار داري ميگه نه آباداني باتعجب ميگه پس چرا روشيشه نوشته كا لباس داريم بزار حواسش به ما باشه عربه ميره حرم امام رضا دعا ميكنه يا امام رضا يه تويوتا بهم بده... چهار پنج بار اين حرفو تكرار كرد لره هم از اون طرف مي گفت يا امام رضا يه هزارتوماني بهم بده... چندين بار تكرار كرد عربه عصباني ميشه مگه ولك اين هزارتومان بگير بزار حواسش به ما باشه جمعیت آبادان لطیفه های تاریخ گذشته از يه آباداني مي پرسند جمعيت آبادان چندنفره؟ميگه ولله با دهاتهاي اطرافش ۶۰-۷۰ميليوني ميشه همه لحظات |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 8:57 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 8:53 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 8:37 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
مترجم: رزیتا شاهرخ
آیا هیچ وقت آدمهای شاد و موفقی را که به رویاهایشان رسیدهاند ، دیدهاید؟ تا حالا دلتان خواسته از آنها بپرسید نظرشان درباره خودشان چیست و اصلا دنیا را چطوری میبینند؟ سالهاست که درخصوص افراد استثنایی که در تجارت، ورزش و دیگر رشتهها موفقند، تحقیق میشود. در این سالها بعضی باورهای مهم و اساسی درباره این انسانهای موفق سالم و شاد به اثبات رسیده است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 8:22 قبل از ظهر توسط شهرام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
اپلود سنتر سایت اپلود رایگان ایرانی آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
حاج عبدالرضا هلالي دفتر خاطرات آقا مهدي عزيز فرزند عزيزم راحيل در باره مايكل جكسون |
|
RSS
|